سئو
سئو سایت شرکتی
سایت شرکتی معمولاً ده تا بیست صفحه دارد و همیناش هم پر نشده. هدفش فروش مستقیم نیست، اعتماد است — و اعتماد وقتی ساخته میشود که آدم بتواند پیدایت کند.
مسئله
چیزی که معمولاً اشتباه است
اینها را در تقریباً هر پروژهای از این نوع دیدهایم.
- یک صفحهٔ «خدمات» که همهٔ سرویسها را با هم گفته
- متنهای کلی که هر شرکتی میتواند بنویسد
- هیچ صفحهای برای شهر یا منطقهای که واقعاً در آن کار میکنند
- اطلاعات تماس در تصویر، نه در متن
- بلاگی که سه سال پیش آخرین نوشتهاش را گرفته
کاری که میکنیم
به همان ترتیبی که نوشته شده، چون اولیها بیشترین اثر را دارند.
- برای هر خدمت یک صفحهٔ جدا، با کلمهٔ هدف خودش
- صفحهٔ «دربارهٔ ما» که واقعاً میگوید چه کسی هستید
- اسکیمای Organization و LocalBusiness
- پروفایل کسبوکار گوگل و هماهنگی نام و آدرس و تلفن
- نمونهکار با عدد، نه فقط لوگوی مشتری
- پرسشهای پرتکرار با اسکیما، برای دیدهشدن در نتایج
پرسشهای پرتکرار
به تعداد خدماتت. اگر پنج خدمت داری، پنج صفحه — نه یکی. این تنها راهی است که هرکدام بتواند روی کلمهٔ خودش رتبه بگیرد.
اگر قرار است سالی سه تا بنویسی، نه. بلاگ نیمهجان بدتر از نداشتن بلاگ است. اگر ماهی دو مقالهٔ واقعی درمیآید، بله و اثرش هم زیاد است.
یعنی وقتی کسی در شهر تو خدمتی را جستوجو میکند، تو در نقشه و نتایج محلی بیایی. برای کسبوکارهای خدماتی معمولاً پربازدهترین کار است.